عارفانه ها و عاشقانه هاي مرحوم ميرزا اسماعيل

شخص مقدّس مآبي خدمت حضرت صادق ( ع ) عرض كرد :

برخي از كساني كه مي گويند ما از دوستان اهل

بيت هستيم مرتكب گناهان متعددي مي شوند ، آيا

مي توانيم به آنها فاسق بگوييم ؟ حضرت ( ع ) كه

چهار زانو نشسته بودند به حال غضب درآمده و

فرمودند : پناه مي برم به خدا كه كسي به دوست

ما فاسق
ادامه نوشته

وصف مولی(سعدی)

کس را چه زور و زهره که وصف علــی کند

جــــــبار در مــــــناقـب او گفت هل اتی

زور آزمـــــای قلــــعه ی خیـــبر که بـــند او

در یکـــدگر شکست بــــه بازوی لافتی

مردی که در مصاف زره زره پیش بسته بود

تا پیـش دشــمنان نکننـد پشـت بر عزا

شـــــیر خدا وصـــف در مــیدان و بحر جود

جان بخـش در نماز و جهان سوز در وقا

دیــــباچه ی مــــروت و دیــــوان مــــعرفت

لشکــــــرش فـــــتوت و ســـردار اتــقیا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست

ماییم و دسـت و دامان معصوم م

خدا ثنا خوان علي است

ديوان قضا خطي ز ديوان علي است

سُكان قدر، در يَدِ فرمان علي است

طبع من و مدح مرتضي، شرمم باد

آنجا كه خداي من ثنا خوان علي است

لعنت چکاوکان بر دشمنان امیر المومنین علی علیه السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:« خداوند موجوداتی را آفریده است که نه از جنیان هستند، و نه از آدمیان، و همواره دشمن علی علیه السلام را لعنت می کنند.»
از رسول خدا پرسیدند:«آنان کیانند؟»
فرمود:« چکاوک‌ها هستند که سحرگان بر روی درختان ندا می‌کنند که « اَلا لَعنَهُ عَلی مُبغضِ علی بن ابی طالب » (لعنت خداوند بر دشمن علی بن ابی طالب باد!)

توضیح: چکاوک پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز شبیه به گنجشک ولی کمی بزرگتر.

منابع:
بحارالانوار، ج 39 ،ص 251 --------- روضه

عنایات حسینی به حاج اسماعیل دولابی

اشاره:

مرحوم حاج اسماعیل دولابی ز بزرگان اهل معرفت بودند که در پی کسب رضایت پدر، دست ازخواستة قلبی و آرزوی بزرگش که تحصیل علم در حوزة نجف اشرف بود برداشت و به همین سبب مورد عنایت ویژة حضرت اباعبدالله الحسین(ع) قرار گرفت. شرح ماجرا را از زبان خودشان پی می‌گیریم.

در ایّام جوانی به همراه پدرم به نجف اشرف مشرّف شده بودم. به شدّت تشنة علوم

ادامه نوشته

كيست مولا ذات بي همتاى حق

بعد حق هر كس بود شيداي حق

كيست مولا لام خلقت را هدف

عـيـن عـلـم و يـاء درياى شرف

كيست مولا دين احمد را كمال

متصل نورش به ذات لا يـزال

كيست مولا نعمت حـق را اتـم

مـعـنى تـفـسير نـون و الـقـلم

كيست مولا قاسم نـار و جحيم

صاحب تقسيم جنات و نعيم

كيست مولا باب شـبير و شبـر

بـر يتيمان مـهـربـانتـر از پدر

كيست مولا نور حق را منجلي

حجت بر حـق حـق يعـني عـلي

در ولايت حُب او تكويني است

دين منهاى علي بى دينى است

بى ‌على ‌در جسم ‌هستي ‌روح‌ نيست

كشتى شرع نبى را نوح نيست

بى على قرآن كتاب بي بهاست

چون ‌علي‌ آيات‌ حق ‌را محتوا ست

بـى عـلى اسـلام تـمـثـالـى بـود

در مثل چون طبل تو خالي بود

بى على اصل‌ عبادت باطل ‌است

بي‌ على ‌هركس ‌بميرد جاهل است

بى على تقوي گُلى بى رنگ و بوست

بـنـدگى هـمچون نماز بي وضوست
شاعر : حسن فرح بخشيان (ژوليده نيشابورى)

ذکری از حاج اسماعیل دولابی

ذکری از حاج اسماعیل دولابی


هشتم بهمن سالروز وفات حاج محمد اسماعیل دولابی بود . ایشان اهل نوشتن کتاب نبود اما چنان بود که از وی حکایتها می نویسند . گوشه هایی ازمجالس ایشان در مجموعه ای به نام « طوبی محبت» گردآوری شده است .
آنچه امروز می خوانیم از مقدمه جلد اول این مجموعه انتخاب شده است :
.... دو طریق در باب سلوک به حق تعالی وجود دارد . یکی راه جذبه و رحمت حق است که در این راه بارقه ای از دوست به سالک می خورد و در واقع کشش دوست ، سالک را پیش می برد و این یک دعوت خصوصی برای اوست و از سالک این طریق به مجذوب سالک تعبیر می شود .
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه
کشش چونبودازآن سوچه سود کوشیدن

راه دوم آن است که سالک باید آنقدر مجاهده کند و ریاضت بکشد تا به جذبه حق


ادامه نوشته

تاراج دل به تیغ دو ابروی دلبر است
مستی قلب عاشقم از جام کوثر است
بر سردر بهشت خدا حک شده چنین
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است

شعر امیرالمومنین بر کفن سلمان!


نقل است آنگاه که سلمان فارسی از دنیا رفت امیرالمومنین علی علیه السلام بر کفن او این دو بیت شعر را نوشت:

وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات

والقلب السلیم و حمل الزاد اقبح شیء اذ

الوفود علی الکریم  


مضمون شعر اینست که: بی زاد و توشه ای از حسنات و قلب سلیم به مهمانی کریم آمده ام. و زشت ترین کار اینست که در مهمانی کریم با خود توشه ببری.

جز پای علی تا ابدالدهر ردی نیست

تکیه به علی کن که به جز او مددی نیست

رستم که از او دم زده فردوسی طوسی

در پیش علی رستم دستان عددی نیست

با عشق علی(ع) عقل وشعورم بدهند

بانام علی(ع) ز پل عبورم بدهند

چون شیعه مرتضی علی(ع) هستم من

در سفره فاطمه (س) حضورم بدهند

چون وجود مقدس ازلی

شاهد دلربای لم یزلی


وقت پیمان گرفتن از ذرات

با صدایی رسا و بانگ جلی


«اولست بربکم» فرمود

پاسخ آمد ز هر طرف که: بلی


تا بسنجد عیارشان، افروخت

آتشی در کمال مشتعلی


داد فرمان، روند در آتش

تا جدا گردد اصلی از بدلی


فرقه‌یی ز امر حق تمرد کرد

گشت مطرود حق ز پر حیلی


با شقاوت قرین شد و همدم

شد پریشان ز فرط منفعلی


فرقه دیگری در آتش رفت

ز امر یزدان قادر ازلی


نار شد بهرشان چو خلد برین

که بود این سزای خوش عملی


با سعادت قرین شد و همدم

گشت مقبول حق ز بی خللی


بهر این فرقه حق عیان فرمود

جلوات نبی و نور ولی


که منم نور احمد مختار

مهر من نیست غیر مهر علی


ناگهان شد عیان در آن وادی

نور مولا علی ز بی حللی


چون به خود آمدند، می‌گفتند

در حضور خدای لم یزلی


که: علی دست قادر ازلی‌ست

رشته ما سوا به دست علی‌ست


شاعر : محمدعلی مجاهدی

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد         وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم از باده‌ی دوشینه                 تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد
تا هست ز نیک و بد در کیسه‌ی من نقدی         در کوی جوانمردان عیار نخواهم شد
آن رفت که می‌رفتم در صومعه هر باری         جز بر در میخانه این بار نخواهم شد
از توبه و قرایی بیزار شدم، لیکن                  از رندی و قلاشی بیزار نخواهم شد
از دوست به هر خشمی آزرده نخواهم گشت       وز یار به هر زخمی افگار نخواهم شد
چون یار من او باشد، بی‌یار نخواهم ماند         چون غم خورم او باشد غم‌خوار نخواهم شد
تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم         تا غم خورم او باشد غمخوار نخواهم شد
چون ساخته‌ی دردم در حلقه نیارامم         چون سوخته‌ی عشقم در نار نخواهم شد
تا هست عراقی را در درگه او باری         بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد

من حب علی دارم و عالم دارم


با این همه مایه چه دگر کم دارم

با لطف خدا اگر بمانم ثابت

در روز جزا کجا دگر غم دارم

اين گفت بزرگ و نامدار است علي

وآن گفت كه مرد كارزار است علي

اما به حقيقت او نه آن است و نه اين

آيينه ي ذات كردگار است علي